أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

545

آثار الباقيه ( فارسى )

در رأى اول محوه را باد جنوب ذكرده‌اند و معروف آن است كه محوه باد شمال است زيرا ابر را محو مىكند و پس از آنكه باد جنوب ابر را با حالت سيرى سوق داد اين باد ابر را از سيرى فارغ و تهىدل مىكند و در اين رأى براى نكباء يك جهت ديگر ذكر كرده‌اند با آنكه ، معروف اين است هر بادى كه جايگاه وزش آن ميان جهت دو باد از بادهاى چهارگانه مذكور باشد نكباء گويند و ذو الرمه اين چهار باد را در شعر خود ذكر كرده و نكباء را هم بدين طريق كه ما گفتيم بيان كرده است : اها ضيب انواء و هيفان جرتا * على الدار اعراف الجبال الاعافر و ثالثة تهوى من الشام حرجف * لها سنن فوق الحصى بالاعاصر و رابعة من مطلع الشمس اجفلت * عليها بد قعاء المعا فقر اقر تحثثها النكب السوافى فاكثرت * حنين اللقاح القاربات العواشر « 1 » هيفان باد جنوب و دبور است و بادى كه از شام مىوزد شمالى است و بادى كه

--> نادانى از حكمت اين كار اقرار كرده بادها را چهار دانسته چنان كه گويد : و تظل ساجمة على الدمن التى * درست بتكرار الرياح الاربع و راجح به بادها در فصلى كه از رياح در شفا بحث كرده با اقسام آن فاضل مذكور كاملا بحث كرده و نيز در كتاب مجسطى دايره بزرگى بطلميوس تشكيل داده و انواع و اقسام بادها را در آنجا ذكر نموده و اگر مزيد اطلاعى براى خوانندگان لازم است به اين دو مورد رجوع شود و نيز بيرونى باب هشتم مقاله نهم قانون مسعودى را به بحث از ( كواكب منازل قمر نزد عرب و هند ) و باب نهم را به بحث از ( انواء و بوارح بر مذاهب عرب ) اختصاص داده و فرق روش اعراب و هنديان را بيان كرده و جداولى دقيق در اين موضوع تنظيم نموده و هركس اطلاعى بيشتر خواهد به اين سرچشمه‌ها رجوع كند . ( 1 ) - اين قصيده را ابن دريد بهترين قصيده ذو الرمه دانسته بديوان او رجوع شود و بيتى از آن را بيرونى در استشهاد به كلمه ناجر ( و لو ذاقه الظمآن فى شهر ناجر ) كه از شهور دوره جاهليت و جاى تموز است قبلا ذكر كرده .